سلام به همه دوستان خوبم

شرمنده شمارو بی خبر گذاشته بودم چن مدت بود برای یه تحقیقی به خارج از کشور رفته بودم به تازگی برگشتم. حقیقتش موفق نشدم قبلش به شما اطلاع بدم همه چیز یهو اتفاق افتاد! سال نو رو به همه شما تبریک میگم

  نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 23:50  توسط امیر  | 
دیروز یه آقایی اومد درمونگاه و من براش توی دفترچه بیمه دو قلم دارو نوشتم یکیش آمپول پرومتازین بود، وقتی داروها رو آورد که چک کنم دیدم داروخونه به جای پرومتازین پروژسترون داده!!!!!!
تازه برگه دفترچه رو هم نکنده بود و آزاد حساب کرده بود!

نسخه رو ازش گرفتم  دوباره چک کردم دیدم کامل تا آخر کلمه رو درست و خوانا نوشتم ٫زنگ زدم به داروخونه مسئول فنی می گه ببخشید من این نسخه رو چک نکردم!!!!!! نمی دونم پس برای چی در داروخونه تشریف داشت؟ (البته با نهایت احترام به همکاران داروساز بالأخره در هر صنفی از جمله پزشکان و داروسازان این مسائل و بدترش هم دیده می شه) حالا حتی توجه به اسم مریض که "نام مرد "بود هم نکردن که من برای این آقا برای چی پروژسترون می تونم نوشته باشم؟؟!!!!به نسخه پیچ محترم هم می گم چرا بیمه قبول نکردی و برگ دفترچه رو نکندی؟ میگه برای اینکه با بیمه از آزادش گرون تر می شد!!!!

اینجاش جالبه که آخر سر بهم می گن خوب مگه چیه حالا اشتباه شده ما که عذرخواهی کردیم!!!!!اصلاً برای چی داری جلوی مریض این حرفها رو به ما میگی؟؟؟و مثل همیشه من هستم با شاخ هایی دراز که بر سرم سبز شده و دودی که از گوشم بیرون میاید و سوت بلندی که در سرم می شنوم! واقعاً راست می گن که: "مملکته داریم؟"

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 21:48  توسط امیر  | 
سلام دوستان خوبم این روزا خیلی سرم شلوغ هستش شرمنده ننونستم زود به زود آن بشم و به وبلاگ شما سر بزنم. با توجه به اینکه تو فصل سرد زمستون هستیم لازم دیدم مطلبی رو در مورد آنفلوانزا براتون بزارم امیدوارم که همیشه سلامت باشین
 
تعریف :

آنفلوانزا بیماری ویروسی حاد دستگاه تنفسی است که با تب ف سردرد ، دردعضلانی ، عرق ، آبریزش بینی ، گلودرد و سرفه تظاهر می کند. سرفه اغلب شدید و برای مدتی ادامه می یابد ولی سایر نشانه های بیماری بعد از 7- 2 روز خودبخود بهبود پیدا میکند .

یافته های بالینی :

1- آنفلوانزای بدون عارضه :

با حمله ناگهانی علائم بعد از یک دوره کمون 3-1 شروع میشود علائم عمومی مانند تب ، لرز ، سردرد ، درد عضلانی ، بی حالی و بی اشتهایی غالب بوده و معمولاً درد عضلانی یا سردرد بیشترین علامت مشکل ساز است و شدت آن مرتبط با اوج تب است درد مفاصل بطور شایع دیده میشود . بروز ناگهانی تب و علائم سیستمیک (لرز ، کنژکتیویت ، سردرد ، ضعف و بی اشتهایی ) که به صورت تیپیک بمدت 3 روز بطول می انجامد . علائمی مثل گرفتگی صدا و احساس گلودرد و سرفه که با کاهش علائم سیستمیک در روز سوم بارزتر شده و معمولاً 4-3 روز دوام می یابد عموماً دوره تب 3 روز است ولی گاهی اوقات تب در آنفلوانزای بدون عارضه 8-5 روز باقی میماند گاهی اوقات برونشیت سبب سرفه طول کشیده در بیمار مبتلا میشود .

آنفلوانزای عارضه دار :

بدنبال آنفلوانزا گاهی عوارض ریوی و غیر ریوی بوجود میاید .

عوارض ریوی : شامل پنومونی ویروسی اولیه ، پنومونی باکتریال ثانویه ، پنومونی مخلوط ، پنومونی ویروسی لوکالیزه ، کروپ ، تشدید بیماری ریوی مزمن و تکرار درگیری ریوی میباشد .مهمترین عارضه ای که منجر به مرگ و میر میشود پنومونی میباشد که میتواند باکتریال ویرال یا مختلط باشد.

عوارض غیر ریوی : مثل عوارض سیستم عصبی مرکزی ( سندرم گیلن باره ، آنسفالیت و میلیت ترانسورس ) ، سینوزیت ، عوارض قلبی ، سندرم شوک توکسیک ، سندرم ری ( Reye )

تعریف موردبالینی : فردی که با تب بیش از 38 درجه همراه با سرفه و ناراحتی گلو بهمراه چند علامت از از علائم (خستگی ، سفتی گردن، لرز ، درد عضلات ، کنژکتیویت ، قرمزی مخاط و تماس مشکوک با مورد آنفلوانزا ،) مراجعه نماید .

  نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 20:55  توسط امیر  | 

از وقتیكه جديدا مطبم رو افتتاح کردم تا حالا چند نفری از مراجعان و بیماران بهم گفتن که چقدر جوونی آقای دکتر!

ديروز یکی از بیماران می گفت من چند تا برادر و خواهرزاده هم سن تو دارم که بیکارن اما خب تو خدا رو شکر مطب داری و بیکار نیستی! به این آدم می گن یه ایرانی همیشه در صحنه تیپیک، چون عدالت رو در نبود مساوی همه چی برای همه می دونه، یعنی اگه فامیل های خودش بیکارن بقیه هم سن و سال های اونا هم بیکار باشن تا عدالت محقق بشه!

خلاصه زودتر باید کلی اسفند برای خودم دود کنم تا خودم دود نشدم و نرفتم هوا!!!

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 21:39  توسط امیر  | 

ديروز يه مريض بدحال داشتم رفته بودم ويزيت منزل، بنده خدا رو به موت بود قلب و ريه اش  براي خودشون هر وقت ميخواستن كار ميكردن و هر وقت نميخواستن استراحت ميكردن! هوشياري هم اصلا نداشت به بستگانش گفتم برگشتنش از اين حالت با خداست.

داشتم بهشون سفارشهاي آخرو ميكردم که يكي از آدماي تو خونه گفت آقاي دكتر چي بايد بهش بديم بخوره؟ يكي ديگه گفت بايد خوب بهش برسيم تا جون داشته باشه كه جون بده!!! 

  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 22:11  توسط امیر  | 
توی داروخونه ایستاده بودم، یه خانمی اومده به داروساز می گه: آقا ببخشید صابون MP3 دارین؟

آقای داروساز هم گفت: همه چی MP3ش رو دیده بودیم اما صابونش رو نشنیده بودم!!!!

حالا اگه شما شنیدین و یا متوجه شدین که منظور اون خانم چه صابونی بوده و اشتباهاً گفته MP3 به من هم بگه! ممنونم!

  نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 12:28  توسط امیر  | 
یه روز یه خانمی با همسرش اومده بود درمونگاه و از همون اول که حرف می زد معلوم بود سخت نفس می کشه و wheeze هم داره و همچنین پشت سرهم سرفه می کنه که دیگه مشخصه چیشه! شوهرش هم کمی عصبانی بود و می گفت هفته پیش سرما خورده و به توصیه یکی از دوستاش شلغم خام خورده و حالش از اینی که امشب هست خیلی بدتر شده بوده و دارو و سرم گرفته تا خوب شده، اما دوباره امشب که دیده سرماخوردگیش خوب نشده باز هم شلغم خام خورده و همینطوری به سختی نفس می کشه و تند تند سرفه می کنه! به یاد قهوه تلخ و بادمجون خوردن مستشار افتادم!

خلاصه داروهای لازم تجویز شد و خانمه حالش خوب شد و رفت! اما من تا حالا آلرژی به شلغم اون هم اینجوریش رو ندیده و نشنیده بودم. یه چیز جالب تر اینکه همون لحظه ای که سالبوتامول رو جلوی خودم اسپری کرد، هنوز از دهنش اسپری رو در نیاورده بود که همه علایمش برطرف شد. اینجا بود که من به خودم گفتم خوب شد که آمینوفیلین براش نسخه نکردم!

  نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 22:9  توسط امیر  | 
بالأخره ما هم نمردیم بعد مدتها یه تشکر و قدردانی از این بیماران محترم شنیدیم!اینقدر که بد و بیراه و تهمت از هم وطنان عزیز شنیدم که یادم رفته بود می شه از پزشک تشکر هم کرد! حالا یه نفر هم نه و دوتا! یکی خانمی بود که حدوداً یک ماه پیش اومده بود برای معاینات جسمانی و باتوجه به مشکلاتی که داشت، با دیدن نتیجه معاینه حسابی عصبانی شد و خودش و یه گردن کلفتی که باهاش بودن شدیداً خواستار عدم نوشتن مشکلش بودن که البته توهین ها و تهمت هایی رو هم نثار بنده کردند و رفتند و امروز هم به دلیل اینکه مشکلش نسبتاً حل شده بود اومده بود و کلی عذرخواهی و تازه دلایل خنده داری هم برای رفتار اون روزش بیان می کرد از جمله شلوغی صف بانک و ایرادگیری مشتری های مغازه اش!!! دومی هم آقایی بود که 10 روز قبل با فشار خون 190/120 اومده بود و ادعا می کرد که به دلیل آجیل و هله هوله های شب یلدا فشارش بالا رفته و مشکلی نداره و خواهش می کرد که براش تأیید کنم که من این کار رو نکردم بلکه دارو درمانی توصیه شد و دوباره امروز اومده بود که فشارش 150/100 بود و دیگه قابل قبول شده بود. جالب اینجا بود که می گفت خدا خیرت بده و کلی دعای دیگه بابت اینکه تو این ده روز هم کلاً حالش خیلی بهتره، هم سرش دیگه درد نمی کنه و هم شبها بهتر می خوابه! من هم گفتم خدا رو شکر که این معاینات باعث شد که مشکل شما حل بشه!

کاشکی این بزرگواران و دیگرانی هم که در آینده خواهند آمد متوجه بشن که برای سلامت خودشون این توصیه های به ظاهر سختگیرانه بهشون می شه!

  نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 5:54  توسط امیر  | 
امروز منشی یه نامه آورد که از پزشکی قانونی آورده شده بود و روی پاکت اسم من نوشته شده بود اما فامیلیم نبود!من هم بی خبر و حتی بدون هیچ شکی نامه رو باز کردم و دیدم مخاطب نامه یکی از متخصصای شهر هست که فامیلیش همون اسم منه!!!!

حالا از صاحب نامه که پشت سر منشی با سر باندپیچی شده اومده بود داخل پرسیدم که چرا اومده اینجا؟ گفت از یکی همین اطراف آدرس پرسیدم اینجا رو بهم نشون داد! خیلی جالب بود و حسابی خنده دار!

منم چون نامه مهر و موم دار رو باز کرده بودم، یه نامه دیگه خطاب به پزشکی قانونی نوشتم و جریان رو توضیح دادم و با همون نامه اصلی گذاشتم توی همون پاکت و دوباره با مهر خودم مهر و موم کردم و برگردوندم به پزشکی قانونی!

حالا کار اون بنده خدا که مجروح هم بود زیاد شده و باید دوباره برای مهر و موم کردن برگرده پزشکی قانونی!

  نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 6:42  توسط امیر  | 
چند وقت پیش بود یه مریض با علائم آنفلوانزا به همراه اسهال و استفراغ اومده بود مطبم و بعد از کارهای لازم براش نسخه نوشتم و یکی از داروها هم coldax بود. بعد از بازگشت بیمار برای تزریق، خواستم که داروها رو بیاره تا براش نحوه استفاده رو توضیح بدم و در این بین چیزی که برام جالب بود بسته C-lax بود که توی کیسه داروهاش بود!!! اونم مریضی که اسهال داشت! جالب بود که به جای کلداکس داروی سی لاکس داده! به نسخه ام نگاه کردم و دیدم واقعاً کامل همه حروف رو مثل همیشه نوشتم و واقعاً هیچ عذری برای داروخونه نمیشه تراشید.

حالا خوب شد که داروها رو چک کردم، آخه من معمولاً این کار رو نمی کنم اما از این به بعد دیگه باید همه داروها رو بگم بیارن تا چک کنم بعد مریض استفاده کنه! چی بگم واقعاً؟؟؟؟

  نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 23:4  توسط امیر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM